



نازنین اگر من از سفر عشق بر نگشتم به صاحب نظران مراسم بسپار ،
که مرا در تابوت سیاهی بگذارند که همه بدانند که هر چه سیاهی بود کشیدم ،
دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند چیزی با خود از دنیا نبردم ،
زبانم را از دهانم در آورید و با تیغ زخمش کنید که همه بدانند با زخم زبان از دنیا رفته ام ،
چشمانم را باز بگذارید که همه بدانند چشم انتظار کسی بودم ،
قفسی با مرغ عشق بر سر قبرم بگذارید که همه بدانند مجنونی اسیر بودم
ودر آخر تکه یخ صلیبی شکلی برسر قبرم بگذارید تا در هنگام طلوع خورشید به جای مادرم برایم اشک بریزد .

زندگي ادامه داره ...
حتي وقتي ما نباشيم
زندگي ادامه داره...
حتي وقتي نبض ساعت بخوابه رو دست ديوار
زندگي ادامه داره...
حتي وقتي رو سنگ عادت ماها خاطره نداشته باشيم
زندگي ادامه داره ...
با منو تو بي منو ما زندگي صداش بلنده
پس بيا غزل نباشيم
بيا يك حرف سروده، بيا يك نغمه روشن
زندگي ادامه داره... 
اگر عشق نباشد دل نيست...
* سحرگاهان كه شبنم آيتي از پاك بودن را به گلها هديه مي بخشد ، به آن محراب پاكش آرزو كردم برايت خوب ديدن ، خوب بودن ،خوب ماندن را.

چند صباحی عشق ورزیدیم ، 
دل بستیم ،
گره خوردیم و عاقبت گسسته خواهیم شد ،
تنهاخواهیم رفت و تنها خواهیم ماند ،
کسی چه می داند :
شاید در آن سوی مرگ نقش تنهایی به پایان رسد .
من گله از رفتن تو ندارم ولی ازرفتن تو فریاد ...
از من آزرده مشو ،
می روم از خانه ی تو بدان عاشق و بی تقصیرم،
تو اگر خسته ایی از دست دلم حرفی نیست ، امری کن تا بمیرم !!!
باور کن بی صدا در باغ فریاد سر به زمان خواهم داد .
اگه صدا نداره، نگو که بی زبونه
مثل کبوتری چند، رو بوم تو نشستم
چرا منو پروندی، مگه ندیدی خستم
نه التماس و اشکام، نه بغضمو می دیدی
نه حتی وقت رفتن، فریادمو شکستی
چه پُرغرور گذشتی، از روی پیکر من
برو دیگه شکسته، تموم باور من
نشکن دلی که با تو صادق و مهربونه
اگه صدا نداره، نگو که بی زبونه
مثل کبوتری چند، رو بوم تو نشستم
چرا منو پروندی، مگه ندیدی خستم
دیگه نیا سراغم، به زود فراموش کنم
شعله ی خاطراتو، تو سینه خاموش کنم
شادی بده دلا رو، با عشق و مهربونی
نگو که برمی گردی، توی خونَت می مونی

در سکوت همه چیز هست و هیچ نیست در سکوت میتوان همه چیز را خواند وبه همه چیز رسید وسکوت صفحه سفیدی است که در آن میتوان به هر احساسی رسید درسکوت آرامشی است که تا عمق جان رخنه میکند وتا استخوان به پیش میرود وگاهی در سرا پرده آن طوفانیست به عظمت لامکان وچنان می تازد وبه پیش میرود که هیچکس .وهیچ چیز توان مقاومت نخواهد داشت ودر سکوت تکاپو وآرامشی است وصف ناشدنی.....
خدایا!
مرا قلبی ببخش که برای دیگران بتپد،
با اشک دیگران اشک بریزد
واز شادی دیگران شاد شود.
نفسش به تنگ آمده بود
از سختی تلاشی که بی وقفه بود
زبانش بریده بود
از بی شماری نفس هایی که شمرده بود
لبانش سائیده بود
از فزونی بوسه هایی که بر تاول دستانش زده بود
پیکرش زخم خورده بود
از شدت ضربه هایی که بر پیکر کوه نواخته بود
و غرورش
سر به آسمان نهاده بود
تیشه ای که همت فرهاد را دیده بود.

عاشق عاشق تر
نبود در تار و
پودش ديدي گفت عاشقه
عاشق
@@@@@@@@ نبودش
@@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين
خونه
فقط خوابه ، تو كه
رفتي هواي خونه تب داره ،
داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه
خوردم ، بيا بر گرد تا
ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل
ما رو
سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر
و گنجشك
كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي
دنياي
خاموشي ، ديگه ساعت
رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي
، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر
سياه ،
تو
كه نيستي توي
اين
خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ،
ديگه
از
رنگ و رو رفته ، كوچه و
خيابون ها ،،، من گفتم و يارم
گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق
گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري،
عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي
سپاري
گفتم كه تو مي
دوني،سرخاك
تو مي ميرم ،
ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
تو


عکسهای متحرک

عکسهای متحرک

عکسهای متحرک عاشقانه

عکسهای متحرک عاشقانه

تصاویر متحرک عاشقونه



عکس متحرک عشقولانه


عکس متحرک خفن

عکس متحرک باحال




عکس متحرک عشقولانه

























